تبليغاتX
مرا با خاطراتم تنها بگذار - که فردا روز دیگریست ...

مرا با خاطراتم تنها بگذار

اينجا مرگ هم عادلانه تقسيم نميشود

نمی دانم !هنوز هم وحشت اولین آغاز را دارم. با اینکه هر روز و هر سال بزرگتر می شوم اما باز هم می ترسم .هنوز هم از صدای تپش قلبم می هراسم هر چند که از هراس سالیان پیش دوری جسته و تفاوت دارد .آن روز ترس از زمین داشتم و اکنون ترس از زمان .باز هم نمی دانم .فردا باز هم روز آغاز است ...آغازی دوباره ... نه ! چندین باره...

 

پ.ن:شب زده که باشی، فرقی نمی کنه آن شب آسمان ستاره باران باشد یا نه.می خواستم این بار برای تو بنویسم،اما...

پ.ن۲:من مي مانم...!من با ياد تو ... !با نام تو.....! و با روزهاي ديدنت و باز روزهای سخت رفتنت...و باز مي بينمت که به دورترها خيره شده اي ...و ابرهاي سوگوار بر روي شانه ات نواي گريه ساز کرده اند.......نرو ....!نرو.... !!!بمان براي روزهاي خستگي... براي روزهاي پر خيال شب!!!(برای عزیزی که دیگر نیست)

پ.ن.3 : خدایا روزهای تو ، آفرینش تو و خلقت تو همه حکم در تقدیری دارند . تو را به علم بی همتایت روزهای زندگی من را طوری مقدر فرما که شرمسار حضورت نباشم .

+ نوشته شده در ساعت 19:18 توسط SQS |


Charles Bukowski
همه همسایه ها فکرمیکنند ما دیوانه ایم. ما هم فکر میکنیم آنها دیوانه اند. همه مان راست می گوییم


عشق است...!
…SQS...
کجايي اي صميمي ترين روياي کودکانه ام ؟!


LinkDump

پایگاه خبری دعوت از سید محمد خاتمی
چلچراغ
يادداشت‌هاي کم و بيش روزانه کامران نجف زاده
سید محمد خاتمی
آرشیو پیوندهای روزانه


’گفتند ستاره را نميتوان چيد

آبان 1387

مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
فروردین 1385


حرفها دارم ...

تنهایی
فمنیستی
شب یلدا
عکس تنهایی


دوستانی بهتر از آب روان

شب یک رویا
بدون شرح
مزاحم ترین کوچولوی دنیا
دل شیشه ای
نوشته هاي ويكا
نوشته های مینای بی غم
حرفهای من با خودم
دلم چون بید مجنون سر به راه است
کسی واسه خودش همدم نمیخواد؟
_________________
دوست دارم که یک شبه شصت سال را سپری کنم، بعد بیایم و با عصایی در دست، کنار خیابانی شلوغ منتظرت شوم، تا تو بیایی،


پيشترها سبز را نمي شناختم .
اشكها:
لبخندها :


این قفس را می آویزم کنج اتاقی که پر از سکوت زندگی ست
p align="center"> lt;br> Cry7.blogfa